Search

یکی از اصلی‌ترین ادعاهای مدافعان و طرفداران اعمال مجازات مرگ، اثر «بازدارندگی» بالای این مجازات در جلوگیری از گسترش جرم و جنایت است، اما شواهد علم جرم‌شناسی نشان می‌دهد این ادعا با واقعیت هم‌خوانی ندارد. به ادعای مدافعان و طرفداران مجازات مرگ، ترس از مجازات مرگ مجرمان و جنایتکاران را از وقوع جرم و جنایت باز می‌دارد.

این ادعا به این معنی است که این مجازات مرگ است که از وقوع جرم و جنایت بیش‌تر خودداری می‌کند و در نتیجه در صورت حذف این مجازات از قوانین یا جلوگیری از اعمال آن، جرم و جنایت گسترش یافته و جامعه را در بر می‌گیرد.

برخلاف این ادعا اما یافته‌های جرم‌شناسی نشان می‌دهد وجود مجازات مرگ در قوانین کیفری و حتی اعمال آن – آن‌طور که ادعا می‌شود – به‌ویژه در مقایسه با مجازات حبس ابد، اثر بازدارندگی ندارد. بررسی آمار جرم و جنایت در کشورهایی که مجازات مرگ را از قوانین خود حذف کرده یا اعمال آن را متوقف کرده‌اند نیز به صراحت حکایت از این دارد که این کشورها برخلاف ادعای طرفداران مجازات مرگ، پس از حذف یا توقف اعمال این مجازات، با موج افزایش جرم و جنایت روبرو نشده‌اند و نمودار جرم و جنایت در آن‌ها تقریبا ثابت بوده است.

این عدم افزایش میزان جرم و جنایت خود به روشنی بیانگر این واقعیت است که مجازات مرگ هیچ اثر بازدارندگیِ مضاعفی نسبت به دیگر مجازات‌ها (از جمله حبس‌های طولانی‌مدت) ندارد و اعمال آن کمکی به کنترل آمار جرایم نمی‌کند.