Search

«‏توبیمارستان نمیتونست حرف بزنه 
برام مینوشت 
گفت مامان من و ازاینجا ببرید اینا دیشب میخواستن من وبکشن 
فک کردم بچه م داره هذیون میگه.»

این روایت مادر فرشید موسوی است که مویه‌کنان از فرزندش تعریف می‌کند در اسلاید دوم.

سیدفرشید موسوی ۲۴ ساله، روز ۳۱ شهریورماه در آمل هدف گلوله ماموران امنیتی قرار می‌گیرد، راهی بیمارستان می‌شود و ۵۰ روز درمانش طول می‌کشد.

اما این همه ماجرا نیست، فرشید از بیمارستان که آزاد می‌شود، دستگیر و بازجویی می‌شود، خانواده را در صورت سکوت‌نکردن تهدید به بازداشت دیگر اعضای خانواده می‌کنند، ۲۵ آبان‌ماه فرشید آزاد می‌شود، با سری شکسته با آثار تزریق‌های بسیار بر دستش و ضرب و شتم و شکنجه در بدن.
دو روز پس از آزادی، فرشید به کما می‌رود و در ۲۷ آبان جان شیرینش را از دست می‌دهد.

خانواده‌اش را تحت فشار قرار دادند تا بگویند در اثر مسمومیت غذایی درگذشت و در اثر بیماری ریوی و تنفسی بدنش ضعیف بوده، در حالی که شواهد نشان می‌دهد او شکنجه شده بود. 

در طی ماه‌های اخیر، شماری از معترضان به روش‌های مشکوکی مسموم و حتی جان خود را پس از بازداشت و بازجویی از دست داده‌اند. فرشید به دلیل فشار نهادهای امنیتی و تهدیدهای بسیار نهادهای امنیتی گمنام مانده است، صدایش باشیم.

پیش از این نیز زندانیان دیگر از تزریق یا خوراندن داروهای مسمومیت‌زا و شیمیایی در زندان‌ها خبر داده بودند.

بهنام محجوبی از دراویش محبوس در زندان اوین تهران از جمله قربانیان مسمومیت دارویی از طریق تزریق اجباری داروهای شیمیایی در زندان است که اسفند ۱۳۹۹ جان باخت. 

آرش فروزنده از معترضان بازداشتی خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، نیز ۲۸ اسفند سال ۱۴۰۱ در نتیجه مسمومیت ناشی از خوراندن آب در بازداشت چند ساعته به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد.

خوراندن دارو و مواد توهم‌زا به زندانیان یکی از اصلی‌ترین مواردی است که صراحتا در سند مربوط به استاندارهای رفتار با زندانیان سازمان ملل منع شده است. چرا که این اقدام علاوه بر به خطرانداختن جان زندانیان وضعیت پرونده آنان را به دلیل احتمال اعتراف اجباری ناشی از مواد توهم‌زا پیچیده‌تر و احتمال افزایش محکومیت را بیشتر می‌کند.